خواجه نصير الدين الطوسي ( كوشش مصطفى بروجردى )
291
بازنگارى اساس الاقتباس ( فارسى )
و عين عام منفصلهء مانع خلو . از عين هردو يا نقيض هردو متصلهء لزومى به دست مىآيد و تمامى اينها موجبهاند . مثال : اين شخص يا حيوان است يا نبات و اين شخص يا حيوان است يا انسان نيست . بعد از اسقاط جزء مكرر ، يك جزء اين است كه « نبات است » ، و جزء ديگر اينكه « انسان نيست . » منفصلهء مانع جمع از ايندو جزء چنين است كه اين شخص يا نبات است يا انسان و منفصلهء مانع خلو بدينصورت كه اين شخص يا نبات است يا انسان نيست . متصله نيز چنين است كه اين شخص اگر نبات است ، انسان نيست و اگر انسان است ، نبات نيست . اين سه نوع تأليف منتج است . هركدام از اين سه نوع مىتواند از دو كلّى ، يا از يك كلى و يك جزئى تشكيل شود . جزئى مىتواند در هريك از دو مقدمه قرار گيرد . بنابراين اعتبار ، ضروب منتج به نه ضرب مىرسد . اما اگر هردو مقدمه فقط مانع خلو باشند ، بعد از اينكه جزء مكرر را اسقاط كرديم ، دو جزء باقى ممكن است متساوى يا عام و خاص باشند ، ولى متباين نمىتوانند باشند . اگر دو جزء باقى متساوى باشند ، حكم اقتران از دو موجبهء حقيقى را خواهد داشت ، مانند اين شخص يا حيوان است يا انسان نيست و اين شخص يا حساس است يا انسان نيست . اگر اختلاف دو جزء باقىمانده به عموم و خصوص باشد ، حكم اقتران متشكل از مانع جمع و مانع خلو را دارد ، مانند اين شخص يا حيوان است يا انسان نيست و اين شخص يا نامى ( رشدكننده ) است يا انسان نيست . از اين نوع تأليف ، سه ضرب منتجاند و باقى ضروب منتج نخواهند بود . فصل سوم : اقترانيات از متصلات و منفصلات باهم در اين اقترانيات متصله مىتواند هم به عنوان صغرى قرار گيرد و هم به عنوان كبرى . در هريك از ايندو فرض يا اشتراك در تالى قضيهء متصله است يا در مقدم آن . بنابراين انواع اين اقترانات ، چهار نوعاند . از آنجا كه متصلات به سه گروه لزومى ، اتفاقى ، استصحابى تقسيم شدهاند و هريك از اين سه گروه داراى چهار نوع فوق هستند ، بنابراين متصلات دوازده نوعاند . ازاينرو ضروب هر نوع از اين انواع به صد و چهل ضرب مىرسد . از اين